به مناسبت هفته جهانی کودک

«فقر بین نسلی سدی در برابر حقوق کودکان »

پریا انصاری

رفاه اجتماعی از جمله مفاهیمی است که با گسترش مباحث توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی با هدف توانمندسازی انسان ها برای دستیابی به زندگی بهتر و با کیفیت تر پا به عرصه وجود گذاشته است چرا که داشتن نیروی انسانی توانمند و کارآمد گام مهمی در جهت توسعه و آبادانی هر کشوری است. دستیابی به نیروی انسانی توانا و با کفایت در آینده مستلزم بهره مندی کودکان امروز از زندگی سالم و با کیفیت است. رفاه اجتماعی با عنایت به حفظ شأن انسان ها، مسئولیت پذیری جامعه در قبال اعضا را گوشزد می نماید و همین امر فرصتی پدید آورده است تا صاحبنظران و مسئولین آن را در صدر توجه قرار دهند. بحث رفاه اجتماعی با پیوند دادن حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به مفهومی پیچیده و چند بعدی در زمینه علوم انسانی مبدل گردیده که با تکیه بر مؤلفه های از قبیل حقوق انسانی، امنیت، سلامت، آموزش و سایر نیازهای اولیه و اساسی، ابعاد زندگی مادی و معنوی شهروندان را تحت پوشش قرار داده است.

در راستای مداقه در باب رفاه و مولفه های آن از جمله حقوق در زمینه کودکان؛ مطالعات متعددی فقر را عامل کلیدی در عدم تحقق کامل حقوق کودکان و نوجوانان شناخته شده اند که بهره مندی آنان از حقوق را با چالش های مهمی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه ساخته است. سازمان حمایت از کودکان (یونیسف) مشکلات رفاهی و توسعه ای در برخی از مناطق محروم ایران از قبیل سوء تغذیه، کافی نبودن مراقبت های بهداشتی و کیفیت پایین آموزش را که باعث شده کودکان به نوعی چرخه فقر گرفتار شوند، را به عنوان عاملی اساسی در عدم تحقق حقوق کودکان و نوجوانان معرفی می نمایند. با در نظر گرفتن پیامدهای فقر در کودکان و به تبع آن در آیندۀ جامعه می توان نتیجه گرفت که مطالعه فقر در کودکان از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا راغفر اذعان می دارد که کودکان بخشی از رابطه فقر بین نسلی هستند، به این معنا که فقرای بزرگسال کودکانی دارند که از فرصت های رشد محروم می مانند و همین امر آینده آنها را به طور جدی تهدید می کند و احتمال بازتولید فقر را در آنها بیشتر می کند. پژوهش ها نشان می دهند که کودکان پرورش یافته در خانواده های کم درآمد، در معرض خطر مشکلات آموزشی، تحصیلی و نیز سلامت پایین و رفاه قرار می گیرند که این به نوبه خود می تواند به پیشرفت تحصیلی آنان صدمه بزند. از دیگر پیامدهای فقر در کودکان رها کردن تحصیل و پیروی آن، روی آوردن به کار است که منجر به خیابانی شدن کودکان می گردد چرا که فقر عنصری مهم در باز ماندن کودکان از تحصیل است و اساساً کودکان خیابانی محصول فقر و وضعیت اقتصادی – اجتماعی معیوب خانواده ها می باشند. علاوه بر پیامدهای اجتماعی فقر در کودکان، اشاره به پیامدهای روانی و جسمانی آن نیز از اهمیت شایانی برخوردار است. سوء تغذیه، کمبود کالری و ویتامین ها که به معلولیت ها و بیماری ها در کودکان می انجامد و همچنین افسردگی، عصبانیت، انزوا جویی، احساس حقارت، گریز از خانواده، حسادت و کینه جویی، زودرنجی و ... از جمله پیامدهای جسمانی و روانی فقر در کودکان هستند.

در مجموع با در نظر گرفتن ابعاد گسترده فقر و تأثیر آن بر عدم تحقق حقوق کودکان و بهره مندی آنان از عدالت اجتماعی و رفاه اجتماعی و توجه به کودکان به عنوان سرمایه های انسانی آتی که قرار است مسیر توسعه کشور را پیش برانند، مداخلات اساسی در سطوح خرد و کلان جامعه در ریشه کنی و مبارزه با فقر کودکان حیاتی است. در این زمینه یونیسف بر حمایت از کودکان به عنوان آسیب پذیرترین اعضای جامعه و احقاق حقوق آنان در جهت کاهش فقر تأکید می نماید. بر این اساس سیاستگذاری ها در زمینه فقر می بایست بیش از پیش کودک محور شود و منافع کودکان در آن ها لحاظ گردد. بدین ترتیب نه تنها مداخلات سیاسی و اجتماعی، بلکه سرمایه گذاری های اقتصادی نیز در حوزه کودکان در جهت مبارزه با فقر امری ضروری است. شایان ذکر است که در مبارزه با فقر کودکان برنامه های بسیاری همچون برنامه های بهداشتی مقابله با کم وزنی و مرگ و میر کودکان انجام گرفته است و نیز برنامه ها و سیاست های دولت در خصوص موضوع کودکان بازمانده از تحصیل از جمله اقدامات مهم صورت پذیرفته در سطح کلان است، لیکن موفقیت چنین برنامه هایی در گرو پیوند اقدامات در سطوح خرد و کلان می باشد و لذا حمایت های مردمی و مشارکت اجتماعی شهروندان و سایر نهادها و موسسات میانی جامعه ضروری است؛ چرا که در جامعه ما همچنان کمبود و ضعف حضور سازمان هایی که در حوزه حقوق کودکان فعالیت می نمایند، به چشم می خورد.